|
بهترین وبلاگ عاشقانه کـ ـلـ ـبـ ـه دلـ ـتـ ـنـ ـگـ ـی
| ||
|
حوا که بغض کند خدا هم اگر برایش سیب بیاورد باز چیزی جز آغوش آدم آرامش نمیکند ...
ایرادی ندارد . . . این شبها که من تو را آه میکشم، تو در آغوش دیگری نفس عمیق بکش تا دیوانه ترش کنی...
اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده.نبوس! نمک گیر میشوی !
آنقــدر مرا سرد کرد ؛ از خودش .. از عشق ... کــه حالا بــه جای دلبستن ، یخ بسته ام... آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد .. لیز می خوریــد...
[ سهشنبه 26 دی 1391 ] [ 18:55 ] [ love_66 ]
هر چقدر هم قوی باشی گاهی اوقات کم میاری...!؟ ولی بازم باید تکیه گاه اونایی که دوستشون داری باشی...
گنجشک میخندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم... من میگریستم به اینکه او هم محبت مرا به پای سادگی ام گذاشت...
[ شنبه 09 دی 1391 ] [ 19:41 ] [ love_66 ]
ديوانه نيستم ! دوستت دارم ... باورم کن زيباست لحظههاي خوشِ دوست داشتن کسي که حتي نيست ...
گاهي بايد نباشـــــي؛ تا بفهمـــــي نبودنت واسه كي مهمـــــــه! کيه که ازت خبر مي گيره کجايي؟؟ کيه که بهت ميگه جات خاليه! کيه که نگرانت ميشه و ميگه هرجا رسيدي يه خبر بهم بده! اونوقـــــــته كه ميفهمي بايد هميشه با كــــي باشي !!!
[ دوشنبه 04 دی 1391 ] [ 16:35 ] [ love_66 ]
خدایا... تا خرخره پُر دلتنگیم.... مرسی...دیگر میل ندارم.... دلم میخواهد بخوابم... مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب خوابیده است...
پاهایم را درون آب میزنم... ماهی ها جمع می شوند... شاید آنها هم فهمیده اند که عمریست" طـعـمـه روزگـار "بوده ام...
[ دوشنبه 04 دی 1391 ] [ 12:49 ] [ love_66 ]
لبخند بد نیست ؛ خنده خوبه ؛ قهقهه عالیه ؛ حتی گریه هم خوبه و آرومت می کنه ؛ اما . . . . لعنت به بغض !
گفتی بازی برد و باخت دارد... ولی زبانم بند آمد بگویم که من بازی نکردم ؛ من با تو زندگی کردم !
میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟ اینکه هر کاری در توانِت هست براش انجام بدی،بعد برگرده بگه : مگه من ازت خواستم...
از آدمها در حد توانشون بخواین نه در حد نیازتون ! بذارین آدمها اونی که هستن بمونن...
برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد ، همانجا که همیشه تنها مینشینم !
کاش بدانی ، قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی : بمان ، نه اینکه شانه بالا بیندازی و آرام بگویی : هر طور راحتی
خودتان را در قلب هیچ آدمی نچپانید ، جا نمی شوید ، چروک می شوید فقط !
غمگینم مانندِ عکس اعلامیه ی ترحیم ، که لبخندش دیگران را می گریاند !
دلم می گیرد وقتی می بینم او هست...من هم هستم... اما “قسمت” نیست !
[ یکشنبه 12 آذر 1391 ] [ 00:19 ] [ love_66 ]
می گویند : شاد بنویس... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس... !!
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ” ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ” ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻧﮑﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ، ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﯼ ﺍﺳت... ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺧﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎر...
بـــاد آورده را بــــاد مــی بــــرد ، قــبـول !!! اما تو که با پاهای خودت آمده بودی ، چرا ؟!
حافظ هم ... از من کلافه است ! بس که ... آمدنت را فال گرفتم !
در یک لحظه تمام شد او رفت... دو کلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد . . . خیلــــی وقــــتا بهــم میگن :چرا میخنــــدی بگو ما هــــم بخنـــدیم... اما هرگــــز نگفتــن:چرا غصــــه میخوری بگـــو ماهــم بخــوریم... نــــامــــردهــــا... ” چـــــند بُـغــض ؟ ” بـه یــک گــــلو...!؟
[ دوشنبه 29 آبان 1391 ] [ 11:55 ] [ love_66 ]
آنـقـدر دلـم از رفـتـنـت بـــــد شکـسـت کـه نـمـیـدانـم وقـتـی بـیـایـی، کـدام تـکـه اش خـوشـحـال خـواهـد شـد...
جنس بغض من آنقدر ها هم خوب نیست ؛ تا اسمت را میشنود طفلک میشکند ...
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی, یـــک نقطـــــه, یـــک لبخنـــــد, یـــک نگــــــــاه, یـک عطر آشنـا, یــک صــــــــدا, یــک یـــــــــــاد, از درون داغونـــت می کــــند, هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی...
هر آهنگی که گوش میدهم به هر زبانی که باشد بغضم را میشکند.... نمی دانم بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است...
وقتی کسی نیست که به دادت برسه داد نزن شاید از سکوتت بفهمند که چقدر درد و غم تو وجودته...
مـــــــــــــی توانم بــــــــپرسم چــــــــه عطری می زنــــــــــــی؟ بـــــــــوی خوشــــــبختی می دهـــــــــی انگار...
[ دوشنبه 22 آبان 1391 ] [ 15:57 ] [ love_66 ]
[ یکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 16:26 ] [ love_66 ]
آخر من را لمس میکنی... ولی حیف!!! سنگ قبر من احساس ندارد نازنینم... شبـــــــیه مه شده بـــــــــودی نه میــــــــشد در آغوشت گرفــــــت و نه آنســـــــــــوی تو را دیـــــــد تنـــــــــــــها میشد در تـــــو گم شد که شـــــــدم ...
قرعــه کشــی تمـام شــد... تو به اســم دیگـری درآمــدی... تقــدیر جای خـود... امـا لااقل اسـم مرا هـم در کیســه ات می انداختی!
دیگران میــــپرسند: بیـــــداری؟ آری بی "دار"م... چرا که اگر "دار"ی داشتم یا قالیه زندگیم را خودم میبافتم... یا زندگیم را به "دار" می آویختم و خلاص... پس بی"دار" بی"دار"م...
شب خوابیدی تو تختت ، هی قلت می خوری... بعد گوشیتو بر می داری می نویسی خوابم نمی بره... سرد می شی ، بغض می کنی ! می بینی هیچکس و نداری که اینو واسش بفرستی... تنهایی سخته... خیلی...
[ شنبه 06 آبان 1391 ] [ 16:26 ] [ love_66 ]
بودن هم بودن های قدیم...!! نه اینترنت بود، نه تلفن... فقط نگاه بود، روبرو، چشم در چشم... به همین خلوص، به همین کیفیت، به همین سادگـــــــــی!
امروز هم مث روزهای دیگه گذشت... و تو باز در خیـــال من راه میروی نگرانتم... پاهـــــــایت درد نـــــگرفت؟
ای کاش گفته بودی عاشق دیگری شده ای... من خودم عاشق بودم... دردت را درک می کردم...
مدت هاســـــت مجازی می خندیمــ.... مجازۓ شادیمـــ.... مجازۓ عاشق میشیمــــ.... مجازۓ همدیگه رو دلدارۓ میدیمـــ.... اما واقعی تنهاییـــــم! واقعی درد می كشیمـــ.... واقعی از عشق هاۓ مجازی لطمه می بینیمــــــــــ ...
[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 13:31 ] [ love_66 ]
|
فروردین 1398 اردیبهشت 1396 فروردین 1396 خرداد 1395 آبان 1394 مرداد 1394 اسفند 1393 آبان 1393 مهر 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 | |
| [ طراحی : کـ ـلـ ـبـ ـه دلـ ـتـ ـنـ ـگـ ـی ] بهترین وبلاگ عاشقانه | ||